<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحقیقات تولیدات دامی</title>
    <link>https://ar.guilan.ac.ir/</link>
    <description>تحقیقات تولیدات دامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل ترانسکریپتومی بافت روده جوجه‌های گوشتی نر برای شناسایی ژن‌های کلیدی و miRNA مرتبط با راندمان خوراک</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9418.html</link>
      <description>بهبود بازده خوراک در پرورش جوجه‌های گوشتی از اهمیت اقتصادی بالایی برخوردار است. در این پژوهش، داده‌های ترانسکریپتومی روده جوجه‌های گوشتی نر با بازده خوراک بالا (HFE) و پایین (LFE)، حاصل از دو پلتفرم ریزآرایه و RNA-Seq، به‌صورت ادغامی در سطح داده‌های خام تحلیل شدند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ژن‌ها، miRNAهای تنظیم‌کننده و مسیرهای مشترک مرتبط با بازده خوراک از راه یکپارچه‌سازی داده‌ها بر مبنای متغیر فنوتیپی بازده خوراک انجام شد. تحلیل داده‌ها در محیط R انجام شد و ژن‌های با بیان متفاوت با استفاده از بسته limma و بر اساس معیارهای |logFC| &amp;amp;ge; 1.5 و 05/0&amp;amp;gt;P انتخاب شدند. تحلیل شبکه ژنی، ژن‌های RPL15، RPS24، COX7C، NDUFS6، SDHB، ATP5PD و NDUFAB1 را به‌عنوان ژن‌های هاب معرفی کرد که عمدتاً در مسیرهای فسفریلاسیون اکسیداتیو، چرخه اسید سیتریک و سوخت و ساز انرژی نقش دارند. همچنین، gga-let-7g-3p به‌عنوان miRNA تنظیم‌کننده برتر شناسایی شد. این نتایج، نقش هماهنگ سوخت و ساز انرژی و تنظیم بیان ژن در تعیین بازده خوراک روده طیور را برجسته کرده و مبنایی برای توسعه نشانگرهای مولکولی کاربردی فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیش‌بینی تعاملاتmiRNA با ژن‌های ریبوزومی RPS28 و RPL31 و نقش آن‌ها در پاسخ ایمنی ماکیان به عفونت ویروس آنفلوآنزا</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9102.html</link>
      <description>ریزRNAها (miRNAها) مولکول‌های RNA کوچک نارمزگر هستند که با طول تقریبی برابر با 18 تا 25 نوکلئوتید از راه جفت شدن با توالی‌های مکمل در mRNA&amp;amp;nbsp; هدف، پایداری آن و ترجمه ژن‌ها را در سطح پسارونویسی تنظیم می‌کنند. این مولکول‌ها، نقش مهمی در فرآیندهای زیستی گوناگون از جمله رشد، تمایز سلولی، سوخت و ساز، مرگ برنامه‌ریزی‌شده سلول و همچنین، بیماری‌های گوناگونی همچون سرطان و بیماری‌های عفونی دارند. در ماکیان، miRNAها نه‌تنها در رشد و سوخت ‌و ساز بلکه به‌ویژه در تنظیم پاسخ ایمنی و مقاومت در برابر عوامل بیماری&amp;amp;shy;زایی مانند ویروس آنفلوآنزا تأثیرگذارند، به&amp;amp;shy;طوری که تغییرات بیان آن‌ها می‌تواند به‌عنوان بخشی از سازوکار دفاعی میزبان عمل کند یا به&amp;amp;shy;وسیله ویروس برای تسهیل فرآیند عفونت دست&amp;amp;shy;کاری شود. هدف این تحقیق، شناسایی و تحلیل miRNAهای کلیدی مرتبط با پاسخ ایمنی طیور به عفونت آنفلوآنزا و همچنین، بررسی تعامل آن‌ها با دو ژن اساسی ریبوزومی، RPS28 و RPL31، بود. این دو ژن از یک پژوهش دیگر استخراج شده بودند که داده‌های ریزآرایه DNA مربوط به عفونت آنفلوآنزای ماکیان (GSE96837) را از پایگاه GEO/NCBI به&amp;amp;shy;دست آورده و با استفاده از تحلیل شبکه هم‌بیانی ژن‌ها، شناسایی کرده بودند. سپس، تعاملات miRNA&amp;amp;ndash;mRNA با استفاده از ابزار جامع tools4miRs.org و با چندین الگوریتم مختلف (شامل TargetSpy، Miranda و RNAhybrid ) پیش‌بینی شد. نتایج نشان داد miRNAهایی چون gga-mir-214، gga-mir-194، gga-mir-7477-5p و gga-mir-6642-3p با توجه به تعداد جایگاه‌های اتصال و تأیید چندین ابزار مستقل، از پتانسیل بالایی در تنظیم مسیرهای مرتبط با آپوپتوز، تنظیم سیتوکاین‌ها و کنترل ایمنی ضدویروسی برخوردار هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چندشکلی های اگزون 2 ژن THRSP و ارتباط آنها با صفات تولیدی و تولیدمثلی در بزهای مرخز</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9025.html</link>
      <description>ژن پاسخگوی هورمون تیروئید (THRSP) یکی از ژن&amp;amp;shy;های مؤثر بر صفات تولیدی در جانوران به‌شمار می‌آید. این پژوهش با هدف بررسی چندشکلی‌های ژن THRSP و ارتباط آن‌ها با صفات تولیدی و تولیدمثلی در بزهای مرخز انجام شد. نمونه&amp;amp;shy;های خون از 146 بز ماده مرخز از ایستگاه تحقیقاتی بز مرخز در استان کردستان ایران، گرفته شدند. واکنش‌های زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) برای تکثیر دو قطعه 306 و 414 جفت بازی از اگزون 2 این ژن با استفاده از دو جفت پرایمر اختصاصی به‌کار گرفته شدند. چندشکلی‌های بخش‌های تکثیر شده با روش&amp;amp;shy;های چندشکلی فضایی تک&amp;amp;shy;رشته‌ای منفرد (SSCP) و توالی&amp;amp;shy;یابی DNA بررسی شدند و با توالی مرجع بز (ARS1: GCF_001704415.1) مقایسه شدند. نتایج این پژوهش، سه چندشکلی تک&amp;amp;shy;نوکلئوتیدی شامل CHR 29. g.17430527 C&amp;amp;gt;T، CHR 29. g.17430290 G&amp;amp;gt;A و CHR 29. g.17430307 C&amp;amp;gt;T را نشان دادند. با وجود قرار گرفتن جهش‌های مشاهده‌شده در اگزون ۲ ژن THRSP، بررسی توالی اسیدهای آمینه پیش‌بینی‌شده نشان داد که هیچ‌یک از این جهش‌ها تأثیری بر محصول نهایی پلی‌پپتیدی این ژن ندارند. همچنین، هیچ یک از چندشکلی‌های مشاهده شده، ارتباط معنی‌داری با صفات وزن بدن و چندقلوزایی نداشتند. بنابراین، به‌نظر می‌رسد که برای یافتن چندشکلی‌های احتمالی مرتبط با صفات تولیدی و تولیدمثلی بز مرخز، باید ژن‌های کاندید عمده دیگری مورد بررسی قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد رشد، شاخص های بیوشیمیایی خون و ریخت شناسی ژژنوم جوجه گوشتی تغذیه شده با عصاره هیدروالکلی ترخون و ویتامین E</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9229.html</link>
      <description>تولید محصولات پروتئینی و گوشت سفید با کیفیت مناسب از اهمیت بالایی برخوردار است. برای این منظور، آزمایشی با تعداد360 قطعه جوجه گوشتی یک&amp;amp;shy;روزه جنس نر راس 308، در قالب طرح کاملاً تصادفی با آزمایش فاکتوریل 3&amp;amp;times;2 شامل سه سطح عصاره ترخون (صفر، 200 و 400 میلی&amp;amp;shy;گرم در کیلوگرم) و دو سطح ویتامین E ( صفر و 100 میلی&amp;amp;shy;گرم در کیلوگرم)، شش تیمار، پنج تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار، اجرا شد. جوجه&amp;amp;shy;ها به&amp;amp;shy;مدت 42 روز با سه جیره آغازین (10-0روزگی)، رشد (24-11 روزگی) و پایانی (42-25 روزگی) تغذیه شدند. مقایسه میانگین تیمار‌ها با استفاده از آزمون آماری توکی-کرامر انجام شد. تحلیل داده&amp;amp;shy;ها نشان داد افزودن سطح 400 میلی&amp;amp;shy;گرم عصاره ترخون بدون ویتامین باعث افزایش مصرف خوراک و ضریب تبدیل خوراک و کاهش وزن بدن در مقایسه با تیمار حاوی 100 ویتامین E و شاهد شد (05/0&amp;amp;gt;P). پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 400 میلی&amp;amp;shy;گرم عصاره ترخون و 100 میلی&amp;amp;shy;گرم ویتامین E در مقایسه با شاهد دارای چربی بطنی پایین&amp;amp;shy;تر و درصد وزنی بورس و طحال بالاتری بودند. ریخت&amp;amp;shy;شناسی روده نیز بیانگر افزایش ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت و سطح جذب در جوجه&amp;amp;shy;های تغذیه شده با جیره حاوی 400 میلی&amp;amp;shy;گرم عصاره ترخون و 100 میلی&amp;amp;shy;گرم ویتامین E در مقایسه با شاهد بود (05/0&amp;amp;gt;P). غلظت کلسترول، تری&amp;amp;shy;گلیسرید و LDL و فعالیت آنزیمAST در تیمار شاهد بالاتر از جوجه&amp;amp;shy;های تغذیه شده با تیمار حاوی 400 میلی&amp;amp;shy;گرم عصاره و 100 میلی&amp;amp;shy;گرم ویتامین E بود. به&amp;amp;shy;طور کلی، استفاده همزمان عصاره ترخون در سطح 400 میلی&amp;amp;shy;گرم و ویتامین E در سطح 100 میلی&amp;amp;shy;گرم بدون تاثیر بر صفات عملکرد رشد، باعث بهبود پاسخ ایمنی و ریخت&amp;amp;shy;شناسی روده و کاهش لیپیدهای خون شد که می&amp;amp;shy;تواند به بهبود پاسخ ایمنی و کیفیت لاشه کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر فرآوری پر خام مرغ گوشتی بر فراسنجه های تجزیه پذیری شکمبه ای و شاخص هضم پذیری در سامانه های AFRC و NorFor</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_8773.html</link>
      <description>هدف از مطالعه حاضر، تعیین اثر نوع فرآوری پر خام مرغ گوشتی بر تجزیه&amp;amp;shy;پذیری شکمبه&amp;amp;shy;ای ماده خشک و پروتئین خام آن بود. این پژوهش با روش فاکتوریل 2&amp;amp;times;2&amp;amp;times;2 در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار و پنج تکرار شامل: 1) پر خام اتوکلاو شده در دمای 120 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال به‌مدت 20 دقیقه، 2) پر خام اتوکلاو شده در دمای 120 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال به‌مدت 20 دقیقه و 25/0 درصد سدیم متابی&amp;amp;shy;سولفیت، 3) پر خام اتوکلاو شده در دمای 120 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال و 15/0 درصد آنزیم پروتئاز، 4) پر خام اتوکلاو شده در دمای 120 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال به‌مدت 20 دقیقه و 25/0 درصد سدیم متابی&amp;amp;shy;سولفیت و 15/0 درصد آنزیم پروتئاز، 5) پر خام اتوکلاو شده در دمای 100 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال به‌مدت 20 دقیقه، 6) پر خام اتوکلاو شده در دمای 100 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال به‌مدت 20 دقیقه و 25/0 درصد سدیم متابی&amp;amp;shy;سولفیت، 7) پر خام اتوکلاو شده در دمای 100 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال و 15/0 درصد آنزیم پروتئاز، 8) پر خام اتوکلاو شده در دمای 100 درجه سلسیوس و فشار 2 کیلوپاسکال به‌مدت 20 دقیقه و 25/0 درصد سدیم متابی&amp;amp;shy;سولفیت و 15/0 درصد آنزیم پروتئاز انجام شد. بخش&amp;amp;shy;های مختلف پروتئین با استفاده از معادلات شورای تحقیقات کشاورزی و غذایی و همچنین، فراسنجه&amp;amp;shy;های تجزیه&amp;amp;shy;پذیری با روش نورفور تعیین شد. فراسنجه&amp;amp;shy;های تجزیه&amp;amp;shy;پذیری و تجزیه&amp;amp;shy;پذیری مؤثر شکمبه&amp;amp;shy;ای ماده خشک و پروتئین خام با انکوباسیون شکمبه&amp;amp;shy;ای در زمان&amp;amp;shy;های مختلف انکوباسیون در گوسفندان نژاد زل دارای فیستولای شکمبه&amp;amp;shy;ای تعیین شد. مطالعه داده&amp;amp;shy;های تجزیه&amp;amp;shy;پذیری ماده&amp;amp;shy; خشک نشان داد که بخش سریع تجزیه&amp;amp;shy;پذیر، بالقوه تجزیه&amp;amp;shy;پذیر و نرخ ثابت تجزیه، تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری داشتند (05/0&amp;amp;gt;P). تجزیه&amp;amp;shy;پذیری مؤثر در نرخ عبور 2، 5 و 8 درصد در ساعت در تیمارهای آزمایشی از نظر آماری معنی&amp;amp;shy;دار بود (05/0&amp;amp;gt;P). نتایج تجزیه&amp;amp;shy;پذیری شکمبه&amp;amp;shy;ای پروتئین خام نشان دادند که از نظر آماری تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری بین بخش پروتئین خام سریع تجزیه&amp;amp;shy;پذیر، بالقوه تجزیه&amp;amp;shy;پذیر و همچنین، نرخ ثابت تجزیه پروتئین خام وجود داشت (05/0&amp;amp;gt;P). طبق نتایج حاصل از این آزمایش می&amp;amp;shy;توان دریافت که استفاده از سدیم متابی&amp;amp;shy;سولفیت در فرآوری پر خام سبب افزایش بخش ماده&amp;amp;shy; خشک و پروتئین خام سریع تجزیه&amp;amp;shy;پذیر، بخش بالقوه تجزیه&amp;amp;shy;پذیر، نرخ ثابت تجزیه و همچنین، تجزیه&amp;amp;shy;پذیری مؤثر در نرخ عبور 2 و 5&amp;amp;nbsp; درصد در ساعت شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر شکل فیزیکی خوراک و نحوه عرضه آن بر عملکرد رشد، گوارش‌پذیری ظاهری مواد مغذی، رفتار تغذیه ای و فراسنجه های خونی و شکمبه ای بره های پرواری</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9101.html</link>
      <description>در این پژوهش، اثر شکل فیزیکی و نحوه عرضه خوراک بر عملکرد رشد، گوارش‌پذیری ظاهری، برخی فراسنجه&amp;amp;shy;های شکمبه&amp;amp;shy;ای و خونی بره&amp;amp;shy;های پرواری مورد بررسی قرار گرفت. 28 رأس بره نر به&amp;amp;shy;مدت 75 روز با چهار جیره&amp;amp;shy; (TMR با کنسانتره مش، کنسانتره مش و علوفه به&amp;amp;shy;صورت مجزا، TMR با کنسانتره پلت و کنسانتره پلت و علوفه به&amp;amp;shy;صورت مجزا) تغذیه شدند. تغذیه کنسانتره پلت در دوره رشد، ضرایب گوارش‌پذیری ADF و NDF و در دوره پایانی، ضرایب گوارش‌پذیری مواد مغذی، ماده خشک و ماده آلی و ADF را افزایش داد (05/0&amp;amp;gt;P). تغذیه کنسانتره مش در دوره پایانی، نیتروژن اوره&amp;amp;shy;ای خون، فعالیت آلانین آمینوترانسفراز و زمان فعالیت خوردن و جویدن را افزایش داد و سبب کاهش زمان استراحت شد (05/0&amp;amp;gt;P). تغذیه جداگانه علوفه و کنسانتره در دوره رشد و پایانی باعث افزایش مصرف خوراک، بهبود گوارش‌پذیری چربی خام شد و میزان pH شکمبه و فعالیت آلکالین فسفاتاز را در دوره پایانی افزایش داد. تغذیه خوراک مخلوط در دوره رشد موجب افزایش گوارش‌پذیری NDF و فعالیت آلکالین فسفاتاز و در دوره پایانی باعث بهبود گوارش‌پذیری ظاهری ADF شد (05/0&amp;amp;gt;P). برهم&amp;amp;shy;کنش بین نحوه فرآوری کنسانتره و عرضه خوراک بر ضرایب گوارش‌پذیری چربی خام، نیتروژن اوره&amp;amp;shy;ای خون و فعالیت خوردن در دوره رشد، پروتئین خام و چربی خام دوره پایانی تاثیر داشت (05/0&amp;amp;gt;P). فرآوری کنسانتره و نحوه عرضه آن و برهم&amp;amp;shy;کنش بین فرآوری کنسانتره و نحوه عرضه بر روی هیچ&amp;amp;shy;کدام از فراسنجه&amp;amp;shy;های عملکردی تاثیر نداشت (05/0P&amp;amp;gt;). نتایج نشان داد که شکل فیزیکی و نحوه عرضه خوراک بر گوارش‌پذیری ظاهری، فراسنجه‌های شکمبه‌ای و خونی و رفتار تغذیه‌ای تأثیرگذار است، اما تأثیری بر عملکرد رشد نداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تزریق ویتامین B کمپلکس بر فراسنجه‌های خونی و وضعیت آنتی اکسیدانی گوساله های پرواری در شرایط تنش حمل و نقل</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9022.html</link>
      <description>این مطالعه، به&amp;amp;shy;منظور ارزیابی تأثیر تزریق ویتامین B کمپلکس بر غلظت متابولیت&amp;amp;shy;ها، هورمون&amp;amp;shy;ها و آنتی&amp;amp;shy;اکسیدان&amp;amp;shy;ها در پلاسمای خون گوساله&amp;amp;shy;های پرواری در شرایط تنش حمل و نقل انجام شد. به&amp;amp;shy;منظور انجام این پژوهش از 20 رأس گوساله نر پرواری هلشتاین چهار تا پنج ماهه با میانگین وزن 12&amp;amp;plusmn;140 کیلوگرم استفاده شد. گوساله&amp;amp;shy;ها به&amp;amp;shy;طور تصادفی در دو تیمار (شامل گروه شاهد و تیمار دریافت&amp;amp;shy;کننده 15 میلی&amp;amp;shy;لیتر ویتامین B کمپلکس) و 10 تکرار قرار گرفتند. در پایان آزمایش، نتایج نشان داد که در گروه B کمپلکس نسبت به گروه شاهد، غلظت گلوکز بلافاصاله پس از انتقال به&amp;amp;shy;طور معنی&amp;amp;shy;داری افزایش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). در مقابل، غلظت کلسترول بلافاصله پس از انتقال و 24 ساعت پس از انتقال به&amp;amp;shy;طور معنی&amp;amp;shy;داری نسبت به گروه شاهد کاهش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). غلظت انسولین بلافاصله پس از انتقال و غلظت تیروکسین بلافاصله پس از انتقال و 24 ساعت پس از انتقال به&amp;amp;shy;طور معنی&amp;amp;shy;داری در گروه B کمپلکس در مقایسه با گروه شاهد، افزایش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). در مقابل، غلظت کورتیزول بلافاصله پس از انتقال و 24 ساعت پس از انتقال در گروه B کمپلکس نسبت به گروه شاهد کاهش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). غلظت&amp;amp;shy;های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز، افزایش معنی&amp;amp;shy;دار و غلظت مالون&amp;amp;shy;دی&amp;amp;shy;آلدهید، کاهش معنی&amp;amp;shy;داری بلافاصله پس از انتقال و 24 ساعت پس از انتقال در گروه B کمپلکس نسبت به گروه شاهد نشان دادند (05/0&amp;amp;gt;P). در مطالعه حاضر، اثر زمان و اثر متقابل بین تیمار و زمان بر غلظت برخی از فراسنجه&amp;amp;shy;های خونی دام&amp;amp;shy;ها معنی&amp;amp;shy;دار بود (05/0&amp;amp;gt;P). با توجه به نتایج این پژوهش، تزریق ویتامین B کمپلکس به&amp;amp;shy;عنوان یک ماده مکمل ارزشمند عمل می‌کند که می‌تواند برای کاهش تنش حمل و نقل در گوساله&amp;amp;shy;های پرواری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر متقابل آنزیم کربوهیدراز و ترکیب فیتوژنیک بر عملکرد، قابلیت هضم و خصوصیات کیفی تخم مرغ، مرغ‌های تخمگذار تغذیه شده با سطح انرژی کاهش یافته</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9024.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثرات متقابل مولتی‌آنزیم و ترکیب فیتوژنیک بر عملکرد تولیدی، قابلیت هضم مواد مغذی و ویژگی‌های کمی و کیفی تخم‌مرغ در مرغ‌های تخم‌گذار انجام شد. در این مطالعه، ۳۲۰ قطعه مرغ تخم‌گذار ۷۰ هفته‌ای در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل (۲&amp;amp;times;۴)، شامل هشت تیمار با چهار تکرار و ۱۰ پرنده در هر تکرار، تا سن ۷۸ هفتگی مورد بررسی قرار گرفتند. تیمارها شامل جیره‌های با و بدون کاهش انرژی بودند که به آن‌ها سطوح مختلفی از آنزیم (۲۰۰ گرم در تن) و ترکیب فیتوژنیک (۰٫۰۲ درصد) افزوده شد. نتایج نشان داد مرغ‌هایی که جیره دارای انرژی توصیه‌شده همراه با آنزیم و ترکیب فیتوژنیک دریافت کردند، بیشترین درصد تولید، وزن و توده تخم‌مرغ، درصد و رنگ زرده و ضریب هضم انرژی، پروتئین و فیبر را داشتند و مصرف خوراک در این گروه کمترین مقدار بود. در مقابل، استفاده از جیره کم‌انرژی بدون افزودنی منجر به کاهش معنی‌دار شاخص‌های مذکور شد. با این حال، افزودن هر دو افزودنی به جیره‌های کم‌انرژی موجب بهبود عملکرد و کیفیت تخم‌مرغ گردید، به‌طوری‌که تفاوت معنی‌داری با گروه شاهد مشاهده نشد. در مجموع، افزودن مولتی‌آنزیم و ترکیب فیتوژنیک توانست کارایی جیره‌های کم‌انرژی را بهبود داده و عملکردی مشابه با جیره‌های پرانرژی فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر شکل فیزیکی خوراک (آردی، کرامبل، پلت و اکسترود) بر عملکرد رشد، فلور میکروبی و ریخت‌شناسی روده و کیفیت بستر در جوجه‌های گوشتی</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9100.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثرات شکل فیزیکی خوراک بر عملکرد رشد، فلور میکروبی، ریخت‌شناسی روده و کیفیت بستر در 480 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308 انجام شد. طرح به صورت کاملاً تصادفی با 8 تیمار و 5 تکرار و هر تکرار شامل 12 جوجه، از روز 1 تا 42 پرورش اجرا گردید. نتایج نشان داد که جوجه‌هایی که در کل دوره با خوراک اکسترود تغذیه شدند، بیشترین افزایش وزن بدن را داشتند (P&amp;amp;lt;0.01)، در حالی که کمترین ضریب تبدیل خوراک (FCR) مربوط به تیماری بود که از کرامبل در دوره آغازین و اکسترود در دوره‌های رشد و پایانی استفاده شده بود، اگرچه این تفاوت آماری معنادار با تیمار اکسترود کامل نداشت. فلور میکروبی بستر در سن 35 روزگی تحت تأثیر شکل خوراک قرار گرفت و بیشترین تعداد باکتری‌های بی‌هوازی در تیمار آردی مشاهده شد (P&amp;amp;lt;0.05). همچنین pH بستر در روزهای 21 و 42 در تیمارهای شامل کرامبل و اکسترود بیشترین مقدار را نشان داد. رطوبت بستر نیز در روز 21 در تیمار کرامبل آغازین و پلت در دوره‌های بعدی بالاترین میزان بود. از نظر ریخت‌شناسی روده، کمترین وزن نسبی ایلئوم و ژژنوم در تیمار اکسترود در کل دوره مشاهده شد (P&amp;amp;lt;0.05). بیشترین ارتفاع ویلی در ژژنوم مربوط به تیمارهای ترکیبی کرامبل در آغازین و اکسترود در رشد و پایانی و تیمار پلت در کل دوره بود. بیشترین عرض ویلی نیز متعلق به تیمار کرامبل در آغازین و پلت در رشد بود و بیشترین ارتفاع ویلی در ایلئوم به تیمارهای اکسترود و پلت اختصاص داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عصاره گیاهان آنغوزه، آویشن، ریواس، بوماداران و فرفیون بر کنترل کنه واروآ (Varroa destructor) در کلنی های زنبورعسل (Apis mellifera L.)</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9194.html</link>
      <description>پژوهش حاضر در قالب آزمایش فاکتوریل و براساس طرح پایه کاملاً تصادفی با 12 تیمار و پنج تکرار با هدف بررسی فعالیت کنه‌کشی و حشره‌کشی عصاره گیاهان آنغوزه، آویشن، ریواس، بوماداران و فرفیون روی کنه واروآ و میزبان آن در کلنی‌های زنبورعسل در شرایط اقلیمی استان کردستان طی سال‌های 1402 الی 1404 انجام شد. در پژوهش حاضر از دستگاه GC-MS برای شناسایی ترکیبات شیمیایی عصاره گیاهان استفاده شد. نتایج نشان داد غلظت‌های مختلف عصاره همه گیاهان مورد آزمایش فعالیت کنه‌کشی نسبتاً مطلوبی برای کنترل کنه‌واروآ در مطالعه حاضر نشان دادند. براساس نتایج آنالیزهای آماری، غلظت 40 درصد عصاره گیاه آنغوزه بیشترین تأثیر را بر درصد تلفات کنه‌واروآ در کلنی‌های زنبورعسل مورد مطالعه نشان دادند به طوریکه اختلاف آن نسبت به سایر غلظت‌های مختلف عصاره گیاهان مورد مطالعه معنی‌دار بود (01/0&amp;amp;lt; p). آنالیز GC-MS نشان داد که (E) &amp;amp;ndash; 1 &amp;amp;ndash; پروپنیل sec &amp;amp;ndash; بوتیل دی سولفید (38/44 درصد)، (Z) &amp;amp;ndash; 1 &amp;amp;ndash; پروپنیل sec &amp;amp;ndash; بوتیل دی سولفید (37/38 درصد)، n &amp;amp;ndash; 1 &amp;amp;ndash; پروپنیل sec &amp;amp;ndash; بوتیل دی سولفید (54/36 درصد)، گایول (99/20 درصد) و بتا پینن (69/15 درصد) به ترتیب اجزای اصلی عصاره گیاه آنغوزه را تشکیل دادند. براساس یافته‌های پژوهش حاضر، تاثیر غلظت‌های مختلف عصاره گیاهان مورد مطالعه بر درصد تلفات زنبورها در هیچ یک از تیمارهای آزمایشی فراتر از هشت درصد نبود. بنابراین، می‌توان غلظت 40 درصد عصاره گیاه آنغوزه را به علت داشتن تأثیر کنه‌کشی مطلوب بر کنه‌ها در مطالعه حاضر به عنوان جایگزین مناسب کنه‌کش‌های سنتتیک برای کنترل کنه‌واروآ در کلنی‌های زنبورعسل پیشنهاد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سطوح مختلف دیواره سلولی مخمر بر عملکرد و جمعیت میکروبی سکوم بلدرچین ژاپنی</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9195.html</link>
      <description>به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف دیواره سلولی مخمر بر صفات عملکردی و فراسنجه‌های خونی، آزمایشی با استفاده از چهار سطح دیواره سلولی مخمر (0، 5/0، 1 و 5/1 گرم در کیلوگرم) با استفاده از 360 قطعه بلدرچین ژاپنی یک روزه در قالب طرح کاملا تصادفی شامل 4 تیمار و 6 تکرار انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد مصرف دیواره سلولی مخمر باعث افزایش مصرف خوراک و بهبود وزن‌گیری پرندگان در سن 22 تا 35 روزگی و کل دوره پرورش و همچنین باعث کاهش ضریب تبدیل خوراک در 22 تا 35 روزگی شد (05/0&amp;amp;ge;P). جمعیت لاکتوباسیل‌ها در سکوم تحت تاثیر مصرف دیواره سلولی مخمر افزایش و جمعیت اشریشیاکلی کاهش یافت (05/0&amp;amp;ge;P). ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت دئودنوم و ژژنوم تحت تاثیر مصرف دیواره سلولی مخمر افزایش یافت (05/0&amp;amp;ge;P). نتایج این پژوهش نشان داد استفاده از سطوح 1 و 5/1 گرم در کیلوگرم دیواره سلولی مخمر باعث بهبود جمعیت میکروبی سکوم، خصوصیات بافت شناسی دئودنوم، افزایش مصرف خوراک و وزن گیری پرندگان در کل دوره پرورش شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر استفاده از کاه لوبیای چیتی فرآوری شده در جیره بر عملکرد رشد بره های پرواری فراهانی</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9296.html</link>
      <description>این پروژه به منظور بررسی اثر استفاده از کاه لوبیای فرآوری شده در جیره، بر صفات رشد و پروار بره‌های توده فراهانی انجام شد. سیلاژ کاه لوبیا با افزودن 3 درصد اوره تهیه شد. یک ماه بعد از تهیه سیلاژ، میزان ماده خشک، عصاره اتری، خاکستر، پروتئین خام و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی کاه لوبیای فرآوری شده اندازه‌گیری شد. گوارش‌پذیری آزمایشگاهی سیلاژها با روش آزمون گاز اندازه‌گیری شد. در مرحله بعد 45 رأس بره 5-4 ماهه (با میانگین وزن 29/22 کیلوگرم)، به سه گروه تقسیم و به جیره‌های آزمایشی اختصاص یافتند. جیره‌های آزمایشی شامل: 1- جیره کنترل، 2- جیره دارای کاه لوبیای فرآوری نشده و 3- جیره دارای کاه لوبیای فرآوری شده با اوره. فرآوری کاه لوبیا با اوره، باعث افزایش پروتئین خام از 8 درصد به 1/12 درصد شد (01/0 &amp;amp;ge; P). آمونیاکی کردن کاه لوبیا باعث کاهش مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی، و افزایش گوارش‌پذیری ماده خشک و ماده آلی آن شد (01/0 &amp;amp;ge; P). افزایش وزن روزانه بره‌های گروه کاه لوبیای فرآوری شده، بیشتر از بره‌های دو گروه دیگر، و ضریب تبدیل غذایی نیز در بره‌های گروه کاه لوبیای فرآوری شده بهبود نشان داد (01/0 &amp;amp;ge; P). استفاده از کاه لوبیا و کاه لوبیای فرآوری شده با اوره در جیره غذایی بره‌ها، باعث کاهش هزینه تغذیه به ازای هر کیلوگرم اضافه وزن بره‌‌ها نسبت به بره‌های گروه کنترل شد. در مجموع آمونیاکی کردن کاه لوبیا با کود اوره، روشی ساده و مؤثر برای فرآوری و افزایش ارزش غذایی این پس‌ماند می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر افزودن بتائین و کولین به جیره‌های با سطوح پایین‌تر متیونین بر صفات تولیدی، کیفیت تخم مرغ، شاخص‌های خونی و صفات پاداکسندگی خون مرغ‌های تخم‌گذار</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9328.html</link>
      <description>این آزمایش به منظور بررسی اثر افزودن بتائین و کولین در سطوح کاهشی متیونین بر صفات کمی و کیفی تخم‌مرغ، شاخص‌های خونی و صفات پاداکسندگی خون و تخم‌مرغ تخم‌گذار سویه بونز انجام شد. در این آزمایش از 315 قطعه مرغ تخم‌گذار در قالب طرح کاملا تصادفی به روش فاکتوریل 3&amp;amp;times;3 شامل سه سطح متیونین (80، 90 و 100%متیونین) و سه مکمل (بدون مکمل، 15/0 درصد بتائین و 15/0 درصد کولین) با 9 تیمار و 7 تکرار انجام گرفت. اثرات متقابل نشان داد پرندگان در 32-35 هفتگی، درسطح 100 درصد متیونین، کمترین ضریب تبدیل خوراک (P&amp;amp;lt;0.05) و بیشترین گرم توده تخم‌مرغ تولیدی (P&amp;amp;lt;0.01) را درمقایسه با گروه متیونین 80 درصد نشان دادند. درسن 39-36 هفته بیشترین وزن تخم‌مرغ تولیدی مربوط به سطح 100 درصد متیونین (P&amp;amp;lt;0.01) بود. بیشترین میانگین شاخص رنگ زرده درپایان دوره اول و دوم (P&amp;amp;lt;0.01) بترتیب مربوط به سطح 100 درصد متیونین و 15/0 درصد بتائین و سطح 90 درصد متیونین و 15/0 درصد کولین بود. کمترین غلظت کلسترول و تری‌گلیسرید خون در سطح 90 درصد بدون مکمل مشاهده شد(P&amp;amp;lt;0.05) . کمترین غلظت کلسترول زرده در تیمار سطح 100 درصد متیونین و 15 درصد بتائین مشاهده شد. با توجه به اینکه بتائین و کولین هر دو از گروه‌های دهنده متیل هستند و متیونین نیز در حضور این دو مکمل عملکرد بهتری را نشان داد، می‌توان نتیجه گرفت که مکمل بتائین با جیره کم متیونین، بدون هیچ تأثیر منفی بر بهره‌وری عملکرد تخم‌گذاری، باعث بهبود کیفیت تخم‌مرغ و کولین باعث کاهش کلسترول خون و پایداری اکسیداتیو تخم مرغ می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مناطق ژنومی کاندیدای مرتبط با وزن تولد در گوسفندان لری-بختیاری با استفاده از الگوریتم گرادیان بوستینگ</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9419.html</link>
      <description>تا به امروز بیشتر پیشرفتهای ژنتیکی مربوط به صفات کمی، با استفاده از ارزش اصلاحی برآورد شده ازاطلاعات فنوتیپی صفات به دست آمده است. وزن تولد به عنوان یک صفت کمی و اقتصادی در نژادهای گوسفند گوشتی ایرانی در نظر گرفته می‌شود. این مطالعه با هدف شناسایی جایگاه‌های ژنومیکی مرتبط با وزن تولد در گوسفند نژاد لری-بختیاری با استفاده از الگوریتم گرادیان بوستینگ انجام شد. در مجموع ۱۳۲ رأس گوسفند لری-بختیاری بر اساس ارزش‌های اصلاحی برای وزن بدن انتخاب شدند. حیوانات مورد مطالعه با استفاده از تراشه های 50K گوسفندی شرکت ایلومینا، تعیین ژنوتیپ شدند. برنامه R برای تجزیه و تحلیل گرادیان بوستینگ استفاده شد. نتایج نشان داد که گرادیان بوستینگ روشی کارآمد برای شناسایی SNPهای مؤثر با نقش‌های عملکردی در وزن تولد است. از بین 32 ژن کاندید شناسایی شده، ژن های KAKN1، ZNF277 و DOCK4 با SNPهای دارای بالاترین رتبه مرتبط بودند، که میتوان آنها را به عنوان ژن های مؤثر برای صفات وزن معرفی کرد. نتایج هستی شناسی ژن، منجر به شناسایی ژن های کاندید بیشتری از جمله ARHGAP10، GDNF، AGO2، LZTFL1 و APOD شد. در تحلیل شبکه ژنی، ارتباط عملکردی بین این ژن‌ها و نقش بالقوه آنها به عنوان ژن‌های کاندید مؤثر بر وزن تولد، مورد تأیید قرار گرفت. به طور کلی، یافته‌های ما بینش‌های جدیدی در مورد معماری ژنتیکی وزن تولد در گوسفندان ارائه می‌دهد و اهداف مهمی را برای برنامه‌های بهبود ژنتیکی در گوسفندان گوشتی با استفاده از الگوریتم گرادیان بوستینگ پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از رگرسیون کوآنتایل در بررسی برخی خصوصیّات منحنی شیردهی گاوهای شیری ایران</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9480.html</link>
      <description>هدف از پژوهش کنونی، بررسی ویژگی‌های منحنی شیردهی گاوهای شیری ایران با استفاده از رگرسیون کوآنتایل (چندکی) بود. داده‌های مورد استفاده شامل 15647867 رکوردهای روز آزمون شیر بود که از 984690 رأس گاو در 579 گلّه موجود در 26 استان کشور گردآوری شده‌اند . ابتدا، رکوردهای روز آزمون شیر در ترکیب‌های مختلف نوبت زایش &amp;amp;ndash; فصل زایش (و مشتمل بر 20 ترکیب) با استفاده از یک مدل خطّی تجزیه و تحلیل شدند. سپس، در هر یک از ترکیبات مزبور، میانگین حدّاقل مربّعات رکوردهای روز آزمون شیر در فاصله‌ی روزهای 4 تا 305 شیردهی، در تابع خطّی شده گامای وود و به طریق رگرسیون کوآنتایل، مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد با بالا رفتن چندک‌های رکوردهای روز آزمون شیر، مقدار تولید شیر در اوج شیردهی، افزایش می‌یابد. زمان رسیدن به اوج شیردهی و میزان تداوم شیردهی در چندک‌های پایینی، بزرگتر از چندک‌های بالایی رکوردهای روز آزمون شیر بودند. در کلّ چندک‌ها، کمترین و بیشترین میانگین زمان رسیدن به اوج شیردهی (92/50 و 36/93 روز) و میزان تداوم شیردهی (64/6 و 37/7) به‌ترتیب مربوط به گاوهایی بود که در پاییز زایش داشتند و در دوره‌های شیردهی سوّم یا اوّل بودند (05/0P&amp;amp;lt;). در رابطه با مقدار تولید شیر در اوج شیردهی، گاوهای زایمان کرده در بهار که دوره‌ی اوّل شیردهی را شروع کرده بودند، کمترین میانگین (84/31 کیلوگرم) و گاوهای زایمان کرده در پاییز که دوره‌ی چهارم شیردهی را شروع کرده بودند، بیشترین میانگین (43/40 کیلوگرم) را دارا بودند (05/0P&amp;amp;lt;).</description>
    </item>
    <item>
      <title>‌‌‌‌بررسی تأثیر افزودن منابع مختلف فیبر نامحلول و اندازه ذرات کربنات کلسیم بر عملکرد تولیدی و کیفیت تخم مرغ مرغان تخمگذار</title>
      <link>https://ar.guilan.ac.ir/article_9506.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر منابع مختلف فیبر نامحلول (بدون فیبر، پوسته آفتابگردان، پوسته برنج &amp;amp;ndash; هر کدام 4 درصد جیره) و اندازه ذرات کربنات کلسیم (3 و 5 میلی‌متر) بر عملکرد تولیدی و کیفیت تخم‌مرغ مرغان تخمگذار بود. مرغ‌ها به‌صورت تصادفی به 36 واحد آزمایشی، شامل 6 تیمار و 6 تکرار (6 پرنده درهر تکرار) در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 2&amp;amp;times;3 قرار گرفتند. نتایج نشان داد که پوسته آفتابگردان مصرف خوراک را به طور معنی‌داری افزایش داد (در هفته اول، دوم و کل دوره: 8/116 ، 9/130 و 2/142 گرم، P&amp;amp;lt;0.05). همچنین، کربنات کلسیم ریز مصرف خوراک را در هفته دوم (7 درصد) و کل دوره (5/4 درصد) نسبت به نوع درشت بیشتر کرد. جیره بدون فیبر همراه با کربنات کلسیم ریز، کمترین وزن تخم‌مرغ را به دنبال داشت (P&amp;amp;lt;0.05). پوسته آفتابگردان توده تخم‌مرغ را درکل دوره افزایش داد (3/57 گرم). پوسته آفتابگردان منجر به افزایش ضریب تبدیل غذایی شد (هفته اول 9/1 و کل دوره19/2). مقاومت و درصد پوسته تخم‌مرغ در گروه‌های دریافت‌کننده کربنات کلسیم درشت بیشتر بود (به ترتیب 7 درصد و 5 درصد در هفته دوم و کل دوره). بیشترین رنگ زرده مربوط به جیره حاوی پوسته برنج و کربنات کلسیم درشت بود. نتایج نشان داد استفاده از ۴ درصد فیبر نامحلول، به‌ویژه پوسته آفتابگردان، موجب بهبود مصرف خوراک، افزایش توده و وزن تخم‌مرغ، افزایش ضخامت پوسته تخم‌مرغ در مرغ‌های تخمگذار شد، بدون آن‌که درصد تولید را تحت‌تأثیر منفی قرار دهد. همچنین استفاده از کربنات کلسیم درشت سبب بهبود کیفیت پوسته شد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
